أبو الحسن العامري
297
رسائل أبو الحسن العامري
موضوع ناقصتر است . ب ) نفس داراى سه جنبه است ، يعنى ، « داراى وجود وعقل وحيات است . » عامري در تفصيل موضوع نفس وقواى آن گويد : يك دسته از قواى نفس ، طبيعي است مانند قواى مغذيّه ومنمّيه ومولّده ، ودستهء ديگر حيواني مانند قواى حساسة ومتخيّله وحركت ؛ قواى طبيعي وحيواني بسيار براي انسان سودمندند ، از اين رو يا اضطرارىاند يا شبه اضطراري ( يعنى غير ارادى ) وارزش واهميت اين قوا بستگى به مرتبهء وجودي حيوان دارد . فيلسوف مطالب خود را در چارچوب نظريهء أرسطو دربارهء نفس خلاصه مىكند ومىگويد : قواى طبيعي مغذّيه ومنمّيه ومولّده ، قواى نباتى ناميده مىشوند وقواى حيواني حسّاسه ومتخيّله وحركت حيواني ناميده مىشوند . 6 . خدا وانسان ( سير صعودى ) . عامري پس از اتمام سخن در سير نزولى مراتب وجود به بيان سير صعودى مىپردازد ومىگويد : آن گروه از مردم كه از تركيبي استوار برخوردارند ، يعنى از عقول سالم بهرهمندند ، در اين اعتقاد كه جهان آفريدگارى دارد اشتراك نظر دارند ، ليكن در كيفيت تصور آن مختلفاند . بعضي وجود أو را دهري مىدانند وبعضي وجود أو را زماني تصور مىكنند وبعضي روحاني ، وبعضي جسماني وبعضي وجود أو را وحداني مىدانند وبعضي متكثّر . پيداست كه عامري نخست اعتقاد مسلمانان را در نظر دارد كه خداوند را موجود أزلي ، ابدى وپديد آورندهء جهان مىدانند . وچون حدوث زمان - در انديشهء ما - خود نتيجهء حدوث عالم است ، پس خداوند موجودى غير زماني ويگانه وروحاني است . پس از آن به عقيدهء نصارى مىپردازد كه معتقدند كه لاهوت در ناسوت حلول يافته وأو را موجودى زماني ساخته است ، چون ذات الهى داراى سه أقنوم است ، أب وابن وروح القدس ، كه وجود وعلم وحيات تعبير ديگرى از آن است . از اين رو صانع ذاتا در اعتقاد آنها متكثر است . پس از آن عامري به فرقههاى مشبّهه ومجسّمه ، ووثنيه مىپردازد كه براي آفريدگار جسم مادي قائل شدهاند . عامري گويد : علّت تفاوت مردم واختلاف ايشان در تصوّر صانع به اختلاف عقول معتقدان مربوط است نه به ذات الهى . از اين رو هر كس تصورى از ذات أو دارد وبه قدر شناخت خويش خشنود است واز يافت خود خرسند ونسبت به اعتقاد ديگران كه از اعتقاد أو أحيانا ناقصتر است به ديدهء تحقير مىنگرد . اما نبايد ارجاع اين اختلافات به عقول وطبائع بشرى را به منزلهء اعتراف به يك حقيقت نهايى مطلق تلقى كنيم ، چه ، بعضي از اين اعتقادات دنيايى است وجسماني وغير عادلانه وچون پيروان آن به سبب اهمال وخوددارى